خدا یا شریک

حتما شما هم شنیدین یا احتمالا دیدین و مدتی بش فکر کردین .اینکه یک زمانی پدر بزرگای ما ( و یا احیانا پدرای ما ) خدای توی خونه ها بودند و فرمانروایی می کردند و مادربزرگامون ( و یا احیانا مادرای ما ) بنده های بی چون و چرای این سرزمین بودند. پای درد دل خیلی از مردا که می شینی از اون دوران به عنوان یک دوران طلایی یاد می کنن ( البته این اظهار نظر بسته به سیاست یک مرد تلویحا یا مستقیما بیان می شه ) و اعتقاد دارن که در این دوران خانواده از ثبات بیشتری برخوردار بود و همه چیز سر جای خودش بود! اما بیاین دقیق تر نگاه کنیم :

برعکس آنچه خیلی از افراد اعتقاد دارند و زن رو موجود سیاس و زیرکی می دونن من فکر می کنم در واقع طراح اصلی تمام فرهنگ ها و آداب کسی جز مردها نبوده و این ناشی از زیرکی جنس مرده.الان توضیح می دم.

سالها پیش مرد به این فکر کرد که چطور امکان داره حاکم بی چون و چرا باشه و به ساده ترین راه رسید.باید در فرهنگ زن جا می انداخت که مرد خدای خونست و حرفش وحی منزل. اما قطعا هیچ موجود دارای اختیاری به این راحتی سر تعظیم فرود نمی یاره پس در کنار این قانون یک تبصره گذاشت : زن با لباس سفید تو خونه شوهر می ره و با کفن بیرون می یاد و هر کس که خلاف این عمل می کرد در کنار عباراتی از جنس ناموس و آبرو و... قرار می گرفت.خوب تا اینجا تکلیف زنهایی که وارد ازدواج می شدند معلوم بود. اما اونها که تن به ازدواج نمی دادند و خوب از طرفی تمام نیازهای فیزیولوژیک و روانی یک انسان سالم رو هم داشتند باید تصمیمی برای این افراد اتخاذ می شد .باز هم همان حکایت همیشگی ... این بار هم کلمات ناموس و آبرو ... کار خودشو کرد.

دسته سوم زنهایی بودند که تصمیم می گرفتن همه چیز رو سرکوب کنن ولی بنده نباشن .می تونین حدس بزنین که این بار هم ماجرای ترشیدگی و آبرو و ناموس و ... کار خودشو می کنه.

به این ترتیب همه چیز به خوبی و خوشی ادامه داشت و مرد در خانه خدایی می کرد و زن بنده بی چون و چرا.اما یک اشکال پیش اومد و اون اینکه مردها فکر نکرده بودند که زن می تونه یک بنده بی چون و چرا باشه ولی قطعا در این حالت نمی تونه یک همسر شاد باشه و این اولین ضررش متوجه مرداست و باعث می شه خاطر اونها مکدر بشه پس به فکر راه چاره افتادند و شروع کردند به زمزمه حقوق برابر زن و مرد و فمنیست و تابو شکنی و از این داستانا.فکر خوبی هم بود و تا حد زیادی مثل یک سوپاپ اطمینان عمل کرد حالا زنهایی که به طرف حضور در جامعه هل داده شده بودند نه بنده که دیگه انتظار شراکت در زندگی داشتند . 

اما باز مردها دیدند که زمام امور داره از دستشون در می ره و گاهی با نافرمانی یک زن مواجه می شن از طرفی این موضوع باعث شده بود همسران شادتری داشته باشند که خوب از جهاتی خیلی به نفعشون بود.پس باز هم شروع به چاره اندیشی کردند و اینبار با حربه علم روز و کمی مایه گذاشتن از عواطف و احساسات و چاشنی کردن کمی ترس زن از وجود رقیب در زندگی برنامه جدیدی برای زنها طراحی کردن که عبارت بود از شیر زن بیرون از خانه و بنده بی چون و چرای داخل خانه . اینطوری مردها خدایی رو که مدتی بود ازش دور شده بودند دوباره به دست آوردند!

پی نوشت: خودمونیم مردها واقعا موجودات باهوشی هستند !  

/ 20 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گزینگ

ولی من هیچ هوشی تو این ژروسه که ندیدم هیچ حماقت هم می بینم! خواستم اون علامت تعجبت رو معنی کرده باشم!!!

مژده

ریحانه جان سلام سال90 بر تو مبارک خوشحالم که راه ارتباط با تو رو پیدا کردم . برای اولین بار که تو رو دیدم به نظرم اومد که دوست دارم باهات دوست بشم . مطلبت خیلی جالبه ولی به نظر من هزاران هزار هنر و هوش و استعداد و خلاقیت مردان را جا انداختی !!!!! اجازه می دی چند تا شو من بگم تا حق مردان خوب ادا بشه ؟ صلاح زنان را مردان می دانند. مردها به خوبی تشخیص می دهند که زنها کی باید بخنند و کی باید گریه کنند و اینکه مردها برای جاودانگی خدایی خود از حربه عذاب وجدان زنان خوب استفاده می کنند , با آنچنان مهارتی که زنها هیچوقت متوجه نمی شوند. جل الخالق خدا چه مو جودات خارق العاده ایی آفریده است ...... چه احساس خوبی که این مو جودات خلاق و با هوش دورو برم زیاده پدرم,شوهرم,برادرم,پسرم......... [گل][گل][گل]

میثم

اینجوریاست دیگه؟ باشه! [نیشخند]

حنانه حقیقت

سلام ریحانه عزیزم سال نوت مبارک با ارزوی بهترین ها برای تو و عزیزانت گلم ما زنا هستیم که مردارو زورگو بار میاریم اگه به گذشته نگاه کنی مادرا فرق می زارن بین ژسر و دختر به دختر غذای کمتر میدادن و به پسر بیشتر و کلی تبعیض دیگه که خود مادرا قائل می شدن ژس باید از خودمونم خرده بگیریم

علی کریمی کلایه

سلام دوست با یه داستان و دو تا غزل و چند تا سپید کوتاه به روزم و حتماَ منتظر نظر ارزشمندت

سارا

سلام. خوبی؟ من اومدم از شما دعوت کنم که در جشن تولد من حضور داشته باشین این جشن کاملاً با تولد های دیگه فرق داره مطمئن باش بیای پشیمون نمیشی چون با یک وبلاگنویس نابینا بیشتر آشنا میشی. دعوتمو پس نزنیها منتظرم[گل][گل]

راستین

سلام دوست راستینم به روز است بیا و چراغی باش در تاریکی این روزها همیشه عاشق باشی و شاعر یا حق

سودالیت

من کلا از دخترا بیزارم! به خاطر همین شبیه پسرا شدم! مطمئن باش خیلی بیشتر از اینا شبیه پسرام! شاید جای بحث زیادی داره ولی وبلاگمو نمی خوام به گند بکشم![چشمک]

شهرام

سلام من معتقدم که همه مشکلات مربوط به تعریف انسانها از زن و مرد میشه و قرار داد هایی که یک عده با هم میزارن و به همه عالم تعمیمش میدن اگر قرار داد فاعل و مفعول رو حذف کنیم تقریبا میشه گفت در صد بالایی از مشکلات حل میشه اگر به آدمها بعنوان فاعل و مفعول نگاه کنی ابتدای ورود به تبعیضهاست اما اگر دید عوض بشه و به آدمها بعنوان موجود زنده نگاه بشه خیلی از مسائل حل میشه بهروز و پیروز و پاینده باشی