یک استعداد ناب

یک شعر ناب از خواهرم رایحه

این چنین خسته که می شوم

دنیا به تنم تنگ می شود

تنها من می مانم و

یک جیب خاطره

پی نوشت: راستش با دیدن این شعر و پتانسیل شاعرش شوکه شدم.

جالبه رایحه همه شعراشو تو قطار تهران اندیمشک سروده

رایحه پیشنهاد می دم یک هفته هر روز بین تهرا ن اندیمشک رفت و آمد کن احتمالا دیوانت چاپ می شه عزیزمنیشخند

در هر حال من کلی با شعرش حال کردم! 

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گزینگ

با اینکه حرف حامد در ادامه ی صحبت من نبود ولی اگه اونجوری که گفته بشه چی میشه![گل]

سیاووش

باور ندارم شاعری را سن و سالی نیاز و یا برنیمه سده دوم به سرودن بودن گونه ای بیان موزون روان احساس برهر زمانم برهر مکان بیهوده ناسودمندندانم کر بردستان کار هم به کردار درآید باورم تنها بیان اندوه تنها بیان شادی در گوشه ای نشستن بی یار و یاری یار ......

گزینگ

با صحبت سیاوش موافقم ولی مخالفت من با اینه که در سنی که اوج احساسات یک انسان هست، زبان بخواهد جای چشم و گوش و بینی و دست و پا بنشیند. و تمام تجربه یات ما به فضای ذهن محدود بشه! فاجعه ای که دامنگیر نسل جوان و متفکر ماست.

بهرام

سلام دوست .1.تبریک به تو.2.تبریک به خواهرت[گل] من هم وقتی میرم به دیار مادری (اهواز یا دزفول) در مسیر مینگارم بر صفحه سپید چرا که راه طولانی و بیپایان است[گل] خوشحال میشم به منم سر بزنید[گل]

فاطمه اختصاری

. ین وبلاگ از هفته ی بعد، تند تند به روز خواهد شد شاید حتی هر روز از دفعه ی بعد بدون خبررسانی منتظرتان هستم! با 3 شعر زنی برهنه تر از شیشه... ف ی ل ت ر شدنم در شب یلدا (ممنونم از دوستانی که آدرس وبلاگ را در لینک های وبلاگشان تصحیح کرده اند) تهدید با چاقو در مراسم شعرخوانی دانشکده ی حقوق چند لینک خواندنی و دستــــــه ی تبــــــــر! .

رایحه

دیر اومدم.ولی اومدم[نیشخند] آی نفس کش کی با شعر گفتن من مشکل داره؟ به نظر شعر گفتن با زندگی کردن و تجربه کردن مغایرتی نداره[نیشخند]

گزینگ

این کار رایحه رو تازه دیدم ، چقدر خوشم اومد. اینجوری آدم واسه مخالفت ترغیب و تشویق می شه عزیزم. من که نفسم خوبه ولی نه واسه کشیدن بلکه فقط برای دمیدن. اگه دیدی واجد شرایط تو هستم بگو.

میثم

آقا من اومدم یه اعترافی بکنم. اولین باری که این پستتو خوندم، فکر کردم که اون اولش که گفتی: "یک شعر ناب از خواهرم رایحه" هم جزو شعرته! مخصوصاً وقتی دیدم اون آخرش "رایحه" با "خاطره" هم قافیه در اومد! شرمندم [خجالت] [زبان]