فلسفه خلقت

اصلا دلم می خواد یه کم فک بزنم راجع به لذت بردن .

یادمه سال 84 بود داشتم خسته و کوفته از سر کار بر می گشتم خونه .همه خستگی کار روزانه یک طرف این مسیر تهران تا کرج اومدن یک طرف.خلاصه تو همون حال خواب و بیداری که داشتم عقایدمو خاطراتمو نقشه های کاری و زندگیمو زیر و رو می کردم انگار به یه شهود رسیدم .درست حال وقتایی رو داشتم که سر کلاس موفق می شدم یک مسئله ریاضی رو حل کنم .احساس سبکی خاصیه . مسئله رو که حل می کنی هی از راهای مختلف امتحانش می کنی وقتی همچنان جوابی که پیدا کردی تایید می شه ذوق می کنی انگار می خوای هی طعمشو مزه مزه کنی .

القصه کشف بزرگی که اون روز تو ماشین بش رسیده بودم کشف علت خلقت بود !با تمام وجود به این نتیجه رسیده بودم که هدف از خلقت فقط یک چیزه و اون لذت بردنه ! بعد سعی کردم درستی فلسفمو راجع به آدمای مختلف بسنجم .به طرز شگفت آوری درست بود . در واقع تمام کسانی هم که تو زندگیشون به هر نحوی آزار می بینن فقط یک دلیل داره و اون اینکه این آدما خود آگاه و ناخودآگاه از این آزار دیدن لذت می برن .من که به این فلسفه عمیقا معتقدم .این فلسفه پتانسیل زیادی داره و در همه امور زندگی قابل بسطه 

پی نوشت : مرسی نازی که کامنتت بهانه ای  شد واسه این پست . راستی یه دفعه هم باید راجع به بهانه ها بنویسم  

/ 6 نظر / 12 بازدید
آرمان

خاطره ای از این فلسفه خلقت دارمف که یه روز برات تعریف می کنم. [گل]

رهگذر

توی اتوبان تهران - کرج بود .هوا روشن و بهاری بود . یادمه ...اونروزا بیشتر شاد ی بود . یه حراجی لباس یا یه پیاده روی تو خیابون یا خرودن غذا تو یه ساندویچ کثیف که تازه کشفش کرده بودیم . اونروزا بیشتر لذت بود . شاید باید بگم ما بیشتر بودیم ...

سارا

سلام خسته نباشی مطالبت خیلی قشنگه موفق باشی عزیز

گزینگ

حالا نه تو طبیب نه ما کل میشه یه پستی واسه ما بذاری قول می دیم کچل بمونیم اگه از مداوا شدن ما می ترسی. دیگه داری شورش رو درمیاری

گزینگ

حالا نه تو طبیب نه ما کل! میشه یه پستی واسه مون بذاری قول می دیم کچل بمونیم، اگه از مداوا شدن ما می ترسی! دیگه داری شورش رو درمیاری

آرمان

ریحان عزیزم پس کی می خوای ما رو مستفیض کنی من که منتظرم البته اگه برات مهمه