بی نام 3

سعی می کنم عادی شوم

عادی تر از لبخندهای مصنوعی ام

و تو وحشتناکی

وحشتناکتر از شنیدن حرفهای عاشقانه

و من که باز هم دچار می شوم

به سرگیجه ای لطیف

و من که باز هم نمی توانم فریاد بزنم

سعی می کنم خودم نباشم

که چقدر مشکل است

و چشمهای من که دهانت را می رباید

حالا بخوان از نو مرا

تکرار واژه های تکراری

سعی می کنم

فقط همین

/ 9 نظر / 12 بازدید
سیاووش

سعی کردم به عادی شدن عادت نکنم ترکش خیلی سخت بود من چقدر وحشتناکم حتی وقتی حرفهای عاشفانه هم نمیزنم ترسناکتر میشم چشمانت دهانم را باداغی بوسه ای سورانده تا عمق آخرین تار صوت حنجره ام حتی بیشتر چگونه بخوانم تکرارت را ای ناتمام به تکرار نامده

فرناز

"و چشم های من که دهانت را می رباید حالا بخوان مرا تکرار واژه های تکراری" عادی شدن بد دردی دارد لعنتی. همونقدری که خوب است درد هم دارد لعنتی

رایحه

بازم بروز کن!زود زود به روز کن!برای من یکی عادی نیستی[نیشخند][قلب][ماچ]

نازی

پیشی بیا بخورش[نیشخند] [قهقهه]

نازی

پیشی بیا منو بخور[خوشمزه]

گزینگ

[گل][گل][گل]

بهروز

سلام بي معرفت به ما هم يه سري بزني خوشحال ميشييييييييييييييم[لبخند]

بهروز

سلام خيلي ممنون كه سر زدين مطلابتون زيبا بود بازم منتظرتونم [ماچ]

tiger boy

واژه هايت تكرار نو شدن هستند بخوان برايم دوباره از نوها (اين كه الان گفتم يعني پست جديد آپ كن دختر!)