دایه من و دستمالش

امروز داشتم به دایه ام فکر می کردم.مادر بزرگ مادرم را می گویم.من خیلی بچه بودم ولی کاملا او را به یاد دارم .

دایه ام همیشه دستمالی دور سرش می بست که به ضرورت زندگی در فرهنگ عرب برای زنان آن منطقه عادت شده بود به طوری که من هرگز دایه را بدون آن دستمال دور سرش ندیده بودم دستمالی که سفت و محکم دور تا دور سرش را می گرفت اعراب به این دستمال عصابه می گویند.تعصب هم دقیقا از همین ریشه می آید و چقدر این دستمال تمثیل درستی از تعصب است.به معنای حسی که دور تا دور فکرت را احاطه کرده و اجازه هیچ گونه تغییر و در پی آن هیچ گونه رشدی را به تو نمی دهد.

اما چند نکته در مورد عصابه برایم جالب بود که آنها را با شما شریک می شوم:

1.این دستمال وسیله ای اجباری برای مواقع موقت نبود که مثلا در هنگام یک بیماری به طور موقت استفاده شود و پس از رفع نیاز برداشته شود.این وسیله را شخص به دلخواه خود در همه زمانها استفاده می کرد و در واقع مثل خیلی از مسائل دیگر بدون آنکه شاید خود فرد به آن آگاه باشد عملا انرا در همه امور زندگی به کار می بست درست مثل تعصب!

2.این وسیله مخصوص خانمها بود که اگر موفق شوی فکر زن را در جامعه منجمد کنی همه افکار جامعه را می توانی منجمد کنی.

3.من هرگز ندیدم که چه موقع دایه عصابه را بر می داشت اما تقریبا قاطعانه می توانم تصور کنم زمانی که سکس می کرد عصابه نداشت که جنس مرد جایی که نفع خودش در میان است حتی آنچه را با دست خود کاشته باشد بر می دارد. 

/ 6 نظر / 6 بازدید
احمد

با سلام. وبلاگ خوب و پر محتوایی دارید.منم تو وبلاگم نرم افزارهای جدید با کرک،نرم افزار موبایل و ... معرفی می کنم.در صورت تمایل من رو با مشخصات زیر لینک کنید و در وبلاگم اطلاع بدید که شما رو با چه نامی لینک کنم. آدرس:http://kharidposty.co.cc/ عنوان:خرید پستی توجه داشته باشید که شما در آدرس بالا لینک نمی شید چون در این آدرس امکان لینک دادن نیست.شما در آدرس http://p30house.co.cc/ لینک می شوید. با تدشکر از شما

مینا

[گل][گل]

نازی

[گل] اول بگو ببینم تقریبن قاطعانه یعنی چی؟ بعدش این که قدمت تو تا زمان سکس مادر بزرگ مادرت می رسه؟! در ضمن یه جوری جواب بده که به درک من برسه.چون جواب قبلیت رو که متوجه نشدم. .............................. به نظرم خود تعصب خالی این معنی رو نمی ده چون به معنای سخت جانبداری کردن از چیزی هست و اون چیزی که تو در موردش نوشتی تعصب کورکورانه ست . که به واسطه ی فراوانی و فراگیر بودن ،همه به عنوان تعصب می شناسیم. و چون با عصبیت نیز هم ریشه ست بار منفی داره. تمثیل جالبی بود. [گل] نازی

سیاووش

و بر نماد میتوان آنچه حس است بازگوکرد به زیبایی بر آنان که نمی شناسندت ,ریحانه همه مردان یکی نمیداند ,میدانم بر مردان عصابه دیدنی نیست بر دور سرشان بیشتر درونی تراست وهر چه دورنی تر تنگتر وکوچک نام دیگر دارد, برزیبایی "تل" تا افشانی گیسوان , زیبایی روی پنهان نسازد این دیگر به جبر مردانه نیست [چشمک]

سیاووش

این شگفتی در نگارش نبود در توست و سپاس

بهرام

چقدر تاریک به مرد مینگری؟[گل]