هیاهوی باد

هیاهوی باد

هیچ گاه

از یاد نبرد

عصری که به برگی زرد عاشق شدم

آرام

بر سینه اش فشردم

و آرام

شکست

پ.ن:از یک دوست

/ 5 نظر / 6 بازدید
مسعود

سلام. وبلاگتون رو اتفاقی دیدم. پست اولی رو دیدم و یه سوال برام پیش اومد: شما متاهل هستید؟ البتهببخشید که تو امور خصوصیتون دخالت میکنم. اگه به منم سر بزنید خوشحال میشم.

سیاووش

خودت واسه چی میخای بدونی ؟ واسه چی میخاد بدونه؟ یعنی نمیدونی!!![لبخند]

سیاووش

ای هیاهوی با د که از یاد نبردی علت شکستن چه بود؟ [چشمک]

سیاووش

انکه بدیهی بود اما در زیان حس واژه ها میتوان گفت عاشقانه بر آغوش گرفته نشدند آرامش بیشتری نیاز بود [زبان]

فرناز

آخی یادش بخیر این شعره :د