بی نام 2

مثل ترسم از فردا

مثل داغی گوشم وقت اثابت سیلی

مثل دردی مبهم وقت زاییدن یک شعر

من از تو دورم

مثل تمام دخترهایی که زن خوابیدند و مرد برخاستند

یادم رفت یک زمانی دلم می خواست

و این بار عق زدم همه بودنهایم را

و اشک ریختم برای همه نبایدها

/ 11 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گزینگ

مثل تمام دختر هایی که زن خوابیدند و مرد برخاستند واقعا زیبا و به جاست تمام آنچه که واقعیت مردسالارانه ی یک جامعه است را در یک جمله بیان کردی. بهت تبریک می گم.

سیاووش

باشهامتی که داری وازه را به عشقبازی دور در میان نیست مردی ان صفت نیست نه گریستن راتوان جاری اشک روانی رویای رود و دریایی

نازی

خوشم میاد از شعرات.[گل]

نازی

سیاوش ظاهرن تو همه جا بو می کشی![نیشخند]

سیاووش

نه هر جا که بو ناز بیاد [چشمک]