نظر سنجی

ریحانه . ریحان . شیطان . الف بچه . حنانه (با کسره ح بخوانید ) . همسرم ...

یا هر اسم دیگری که مرا با آن نام می خوانید بسته به میزان شناختی که از من پیدا کرده اید راجع به من نظرتان را بگویید.این پست متعلق به شماست .شمایی که وبلاگ مرا می خوانید. 

/ 10 نظر / 9 بازدید
بهروز فاتح

من مدتهاست که شما را مثل بسیاری کسان دیگر در سکوت میخوانم چه در اینجا چه در وبلاگهای دیگر. بگذارید نظر خودم را در باره ی شما بنویسم: زنی باهوش، اهل مطالعه، نکته سنج و قوی در بحث. اما حساس و درگیر با خود و ذهنیتهایش. زنی که پایی در ارزشهای سنتی دارد و پایی در دنیای نو و مدرن. چشمی به گذشته دارد و چشمی به آینده و تغییر. زن عاشقی که با عشق واقعی خود نمی تواند خوب تا کند. از طرفی او را عزیز دلم میخواند و از سویی منت میگذارد و کارهایش به رخ او می کشد. زنی سرگشته، درگیر، گاه دچار یاس و گاه پر از شور زندگی و طلب لذت و خوشبختی. نمادی از زن دوران گذار، زن دوران تغییر...

نازی

انگار تو هیچ وقت خیال دادن نداری ! باز هم دیگران را به دادن دعوت کرده ای وخود در جایگاه گرفتن! باشه بگیر .اما این نوع گرفتن هم نامی دارد! کسی که قدرت تشخیص دهندگی بیش از حد دیگران را دارد باید بداند که در این چرخه ی دادن و گرفتن ها خودش در کجا قرار دارد! من به اندازه ی خودم نظرم را در موردت گفتم و گمان می کنم زیاده روی هم کرده باشم. چون من تو را با نام ریحانه می خوانم این دعوت را شامل حال خود دیدیم و آمدم و گفتم. فردا می بینمت و می تونی سکوت نکنی تاو شیش یا یک سال ونیم دیگه !فردا می تونی هرچی دوست داشتی بگی.محض یادآوری گفتم.

نازی

یادم هست در آخرین ایمیلی که داده بودی خواسته بودی که ما روش قدر دانی را خود تعیین کنیم . من خواستم که تو بدهی و گفتم الان وقت دادن توست. ویادم هست بعد از شش ماه تو به من گفتی که شش ماهست می خواستم از تو گله کنم و من به خاطرش به خانه ی شما آمدم. این ها به من مربوط است تصور می کنم. اما من از جانب خودم حرف می زنم وقتی می گویم تو تشخیص دهندگی در مورد دیگران می دهی. آیا این تشخیص را ندادی ؟ چون در مورد من نگفتی به من مربوط نمی شود؟ خوب است بازی با کلمات نکنیم و حرف را دریابیم.

گزینگ

الف بچه و ریحان عزیزم! دادنهای من تا اطلاع ثانوی و مشخص شدن وضعیتشان، تعطیل می باشد. می بوسمت

نازی

بررررررررررررررررررررررررررروووو بابا حال نداری [نیشخند]

نازی

خوبه عزیزم خوشحالم که تو زبانت باز شده و این بسیار عالی ست.ادامه بده وحرف هایت را نگه ندار. هر وقت احساس کردی باید حرف بزنی حتمن بزن. این همون راهکاره. دیگه در مورد این کامنتت چیزی نمی گم چون دیشب در موردش حرف زدیم و فکر هم نکنم به درد کسی بخوره. در ضمن حال گیری خیلی هم پز نداره هر چند فرهنگ جوون های نسل اخیر هست که خیلی مورد استقبال واقع می شه و به نوعی توانایی محسوب می شه. این رو در پسر خودم هم زیاد می بینم. ولی فکر می کنم اگه حال داشته باشی دیگه حال نخواهی گرفت چون آدمای اهل حال همیشه حال می دن. که این هم نوعی دادن هست. دانی که! آرزو می کنم همه اهل حال شویم به هم حال دهیم و با هم حال کنیم.[نیشخند]

دست کوچولو

من مي گم شما گاهي آنچنان يك موضوع را دقيق نگاه مي كني و از يك زاويه جديد كه خواندن ديدگاهت زيباست. من شايد زياد نشناسمت[گل]

محمد جان

سلام فعلا دارم می خونم تا ببینم این جریان دادن و گرفتن چیه؟؟؟ ... ترجیح میدم وقتی کامل خوندم بعد نظر بدم ولی به نظرم شما .... (تا بعد) .

نوای مهر

درودی به زلالی مهر ترا چنانکه تویی هر نظر کجا بیند به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک " حافظ " پیروز باشی و سبز

نوای مهر

درودی به زلالی مهر ای نسخه ی نامه ی الهی که تویی وی آینه ی جمال شاهی که تویی بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست از خود بطلب هرآنچه خواهی که تویی " مولانا " پیروز باشی و سبز