پرواز پرواز تا قیامت

بچه که بودم وقتی دراز می کشیدمو به آسمون نگاه می کردم و پرواز پرنده ها رو تماشا می کردم همیشه یه سوال تو ذهنم پیش می اومد که هیچ وقت جوابی واسش پیدا نکردم .با خودم فکر می کردم وقتی پرنده ها تو این آسمون که تا چشم کار می کنه آسمونه از پرواز کردن خسته می شن چی کار می کنن؟آخه وسط اسمون چه کاری از دستشون بر می یاد ؟مهم نیست چقدر خسته شده باشن هیچ چاره ای جز بال زدن ندارن!

/ 6 نظر / 10 بازدید
نازی

لابد پرنده ها خوب می دونند که بی خودی بال بال نزنند. و انرژی شون رو صرف چیزایی که لازم نیست نکنند. اونا می دونند که چی می خوان! وقرار نیست که انتخابی بکنند تا مجبور باشن راه های مختلفی رو آزمون کنند.لابد ...

گزینگ

پس این طرح سوالات سخت، ریشه در کودکی ات داره. چرا فکر می کنی سقوط یکی از راههای موجود بعد خستگی نیست. برای پرنده، سقوط کلمه ی معنا داری نیست یا فرود اومدن وسط پرواز براش افت نداره، برای همین هم هست که پرواز میکنه چون فکر نمیکنه اگه خسته شد کجا فرود بیاد! آیا ملک باباش هست یا نه، برای اون حتی آسمون هم و بی کرانگی هم معنا نداره بلکه اون موقعی خواست پرواز کنه اون فضا رو می بینه و بدون فکر می پره. و تنها در اون لحظه اگر نباشه بیقرار میشه نه پیشاپیش. مثل من که فکر می کنم چه خوبه که فضایی از تو وجود داره که آدم هر موقع دلش بخواد میره توش!!!

فرناز

آخ دقیقا همون حسی که من وسط استخر پیدا می کنم وقتی از یه سر شروع می کنم به کرال سینه رفتن :د

گزینگ

گاهی از هر طریقی که اقدام می کنم نمشه بیام تو صفحه ات مشکل از انتخابته دعوتت می کنم به ورد پرس

سیاووش

آتشی به زبر خاکستر ققنوس وار سی مرغ زال را مرکب زالی که نیایی بر سیاووش یار