ساعت 10 پرواز داشتم و مثل همیشه دیر به فرودگاه رسیدم . اما خوشبختانه یا متاسفانه مثل همیشه از پرواز جا نموندم که علت در واقع همخوانی سیستم خدمات رسانی هوایی ایران با شخصیت شلخته من است که باعث می شه اکثر پروازها تاخیر داشته و هیچ وقت از پرواز جا نمونمزبان

القصه پرواز ساعت 10 ساعت 1.30 ظهر با سلام و صلوات انجام شد تمام مدت زملنی که در فرودگاه انتظار می کشیدم گوش به زنگ بودم بلکه یک جمله مبنی بر عذر خواهی از تاخیر انجام شده از بلندگوها پخش بشه اما نشد که نشد.

تو هواپیما که نشستم نیم ساعتی از پرواز می گذشت که طاقتم طاق شد سر مهماندار رو صدا کردم ایشان تشریف آوردند.بعد از سلام و خسته نباشید عرض کردم : فکر می کنید بعد از 3 ساعت و نیم تاخیر انتظار به جایی باشه که مسافرین بخوان یک جمله عذر خواهی از خدمه پرواز بشنوند؟

- قطعا . اما ما خودمون هم نمی دونستیم که این پرواز تاخیر داشته !!!

در همین حین آقایی که صندلی جلو نشسته بود شروع به اعتراض کرد که چرا پکیج تغذیه با توجه به ساعت پرواز ناهار نیست و فقط میوه است .

پی نوشت:

1. در بسیاری از مقاطع زندگی به این نتیجه می رسی که اگر انسانها و شرایط رو آنگونه که هست بپذیری راحت تر قادر به ادامه زندگی هستی اما براستی مرز این پذیرش کجاست؟

2. علت بسیاری از محرومیتهای ما از حقوق طبیعی شهروندی جمله ایست که همیشه برای خود و دیگران تکرار می کنیم ؟ اینجا ایران است ! یا ممکن است علت از من و تو باشد و اشکال از خواسته هایی باشد که کمتر بیان شده و درنتیجه اجابت نشدن آنها تبدیل به امری طبیعی شده!

3.راستش این مطلبو اردیبهشت نوشته بودم ولی مدتی بود نافم یخ زده بود  حس نوشتن تو وبلاگمو نداشتمزبان