کلاس اول که بودم معلم با سلیقه ای داشتم که تشویقمان می کرد سر کلاس موهایمان را شانه کنیم و پاپیونهای سفیدی را بر سرمان می زد .کلاس دوم در مدرسه دیگری به عادت دیرین روز اول مقنعه را از سر در آوردم و شروع کردم به شانه کردن موها که ناگهان متوجه نگاه بهت زده یا بهتر بگویم وحشت زده همکلاسی هایم شدم که مرا ترغیب می کردند تا معلم سر نرسیده مقنعه را سر کنم آنجا بود که برای اولین بار فهمیدم در این خراب شده سلیقه حکم می کند و بس اما سلیقه آدمهای بد سلیقه !
در همان دوران بود که مادرم را مدرسه خواستند به جرم اینکه دخترش که چند سانتی بیشتر قد نداشت به خاطر جلوگیری از خیس شدن در باران و برف شلوار را در چکمه می کرد و شده بود مظهر فسق و فجور.آنجا بود که برای اولین بار فهمیدم مستحجن یعنی چه و فسق و فجور می شود پاچه شلواری که در چکمه رفته !
چند سالی بعدتر محکوم بودم به پوشیدن جوراب یا سفید یا سیاه یا طوسی و من از همه جا بی خبر کاپشن قرمز به تن کردم و باز هم سر صف خودم و کاپشنم معرفی شدیم تا باشیم عبرت آیندگان !
همان روزها بود که کارتن آنت (خانواده دکتر ارنست ) را می دیدم .خیلی دوست داشتم مثل او گلی در میان موهایم بزنم اما کوچک بودم و دستهای کوچک من یارای نگهداری گل بر روی سرم نبود و نمی فهمیدم چرا آدم بزرگها که دستهای بزرگتری دارند روی موهایشان گل نمی زنند.نمی فهمیدم چرا برادرم را کمیته به جرم پوشیدن تی شرت قرمز می گیرد !
درست همان وقت بود که مادرم که روزی مینی جوب می پوشید و پدرم که روزگاری شلوار بیتلی پا می کرد حالا شده بودند یک پا کمیته سفت و سخت بی آنکه بفهمند و بدانند که همگی جوگیر کدام بی سلیقگی شده ایم !
امروز اگر ناخنهایم لاک زده شده باشند باید بنشینم محاسبه کنم که توانایی پرداخت جریمه 50 هزار تومان به ازای هر انگشت را دارم یا احیانا چون وسع مالی ام نمی رسد باید ناخنهایم را یکی در میان لاک بزنم که در طول این سالها صرفه جویی اقتصادی را خوب یاد گرفته ام و خوب فهمیدم که اسراف کاران از زیان کارانند !
من در مملکتی زندگی می کنم که تاب خوردن باد بین موهایم در یک روز بهاری برایم آرزویی نا ممکن است !
اینجا رنگ موهای من پسرها را به گناه آلوده می کند و شاخصه فسق و فجور است !
اینجا رنگ برنز پوست من هرچند از هیچ کجا معلوم نباشد مگر صورتم شاخصه فاسد بودن من است و می شود مظهر فسق و فجور !
اینجا اما در این سرزمین اینکه بالاترین رتبه را داشته باشی در مراجعه به سایتهای سکسی هیچ ربطی به فسق و فجور ندارد !
 ینجا همه گرسنه اند .گرسنه هایی که خوردن غذا برایشان مظهر گناه است و تو محکومی به جرم غذا بودن یا شاید لذیذ بودن !
که اگر غذای بد مزه ای باشی هیچ اشکالی ندارد و مجازی به ادامه حیات !

پی نوشت: این پست رو قبلا گذاشته بودم ولی مدتیه با گرم شدن هوا بدجوری یاد گشتای ارشاد افتادم دوباره خوندنش واسه خودم خالی از لطف نبود امیدوارم شما هم خوشتون اومده باشه