ای هوار و ای هوار

که برادر گربه و من موش خوار

وان در آن صحرای بی آب و علف

من همان خوار ذلیل پست یار

ای دلا تا کی چو بازیچه به دست این و آن

چون متکای پذیرایی به زیر دوستان

این دل بیچاره مرد از غم یا رب تنگ وقت

ای خدا این مزد دختر بودن و خواهر شدن

پی نوشت1 : راستش چند روز پیش رفته بودم سراغ یه سری خرت و پرتام تو خونه پدری بین وسایلم این شعر رو پیدا کردم که تو 14 سالگی گفته بودم .کلی باش تجدید خاطره کردم و نیم ساعت فقط داشتم بش می خندیدم

پی نوشت 2 : حتی دیدن غلط املایی کلمه خار هم واسم جالب بود و به همون صورت غلط هم اینجا آوردمش