شاید باید با یک بیوگرافی از خودم شروع کنم.اما این کار رو نمی کنم.در عوض قول میدم انقدر کمکتون کنم که حسابی من رو بشناسین .قبوله؟

برای شروع بزارین از یه خاطره شروع کنم مال 10 سال پیش.اون موقع دانشجو سال دوم بودم درست مثل بچه ای که تازه می خواد راه بیفته .یا شاید جوونه ای که توش یه خبرایی واسه اینکه چندی بعد بشکفه.بزار خوب فکر کنم .آهان آره شایدم شبیه تخم مرغی که در طول 28 روز یه اتفاقایی واسش می افته تا تازه تبدیل به جوجه بشه.آره اعتراف می کنم این تشبیه آخری از همه بهتر بود.

10 سال پیش یکی از دوستام دفتری داشت که هر صفحه یه عنوان داشت و تو با داشتن یه شماره راجع به اون عنوان نظر می دادی.اما دست بر قضا این دفتر الان دست خودش نیست و دست منه .منم بعد از مدتها شروع کردم به خوندنش .از شما چه پنهون یه جورایی ریحانه 10 سال پیشو دوره کردم .جالب بود .واسه شما هم میگم تا اگه ریحانه 89 رو نشناختین لااقل ریحانه 79 رو شناخته باشین!

ثانیه:مثل سایه ات می ماند هیچ وقت نمی توانی پا بر رویش بگذاری

تولد:یک توفیق اجباری و یا شاید شروع عذاب اجباری

نفس:یعنی من هستم باور کنید

زندگی:زندگی می گوید اما باز باید زیست /باید زیست /باید زیست

بازی:اسباب بازیها هیچ وقت معنی بازی را نمی فهمند

دوست:شاید هنوز به دنبال بهترینش هستم

کلاس اول:پاپیونهای سفید و انگشتانی که به جای پاک کن استفاده می شدند

نوجوانی:تنها خودت باور می کنی که دنیا تنها متعلق به توست

دبیرستان:بهشتی که هر لحظه آرزوی فرار از آنرا داشتم

سرنوشت:نتیجه بازی پس از 90 دقیقه

تلاش:همیشه باید بهانه ای برای انجامش پیدا کنی

کنکور:مثل خط اوت است دو نقطه به فاصله یک قدم یک دنیا از هم دور هستند

غربت:غریبه در دنیای غریب همیشه غریب است

اشک:حاوی تمام تلاش عصاره همه وجود و در بر گیرنده عمق یک التماس

تنهایی:هیچ وقت معنا ندارد چون حداقل با خودت هستی

بغض:مظلوم است.اغلب آرزویش را نادیده می گیریم .تمنای شکستن دارد و ما بی تفاوتیم

سکوت:گاهی در سکوت سرسام می گیرم چون مغزم زیادی حرف می زند

فاصله:سلام ای شب معصوم! میان پنجره و دیدن همیشه فاصله ای هست

عشق:بغضهای شب همیشه سهم نا امیدهاست/خنده های صبح قسمت کسی که عاشق است

       شاخه ها خدا کند به دست باد نشکند /عشق یعنی استقامت کسی که عاشق است

دل:در دل بستن شک نمی کنی اما در چطور دل بستن همیشه مرددی

هیجان:اگر لحظه را از او بگیری بی معنی می شود

امضا:تنها شاهدی که خود بر گناهانمان احضارش می کنیم