+ شنیدن .گوش دادن.گوش کردن

مدتهاست می خوام راجع به سه واژه در فارسی بنویسم .فارسی که می گم البته منظورم زبان محاوره خودمونه .

شنیدن .گوش دادن .گوش کردن

شاید کمتر به فرق این واژه ها باهم دقت کردیم در واقع شنیدن که همان برخورد امواج صوتی با پرده گوش میانی ماست و ما به طور فعال هیچ اراده و دخل و تصرفی در آن نداریم .اما گوش دادن و گوش کردن.همانطور که از ظاهر لغات برمی آید در هر دوی این اعمال اراده و حضور فعال لازم است .اما بین این دو هم تفاوتهای ظریفی هست که خود می تواند ریشه موفقیت یا عدم موفقیت ما در برقراری ارتباطات روزمره باشد.در گوش دادن سعی می کنیم پا را فراتر از شنیدن بگذاریم اما فعال عمل نمی کنیم .این همان جایی است که خیلی از ما معتقیدیم ما شنونده های خوبی هستیم ولی در واقع مسئله این است که ما تنها گوش می دهیم ولی گوش نمی کنیم .در واقع برای اینکه گوش دادن تبدیل به گوش کردن شود باید 4 شاخصه را در آن دخیل کنیم :

1.recieve : دریافت

در واقع وقتی می خواهیم فعالانه به کسی گوش کنیم باید صبورانه اجازه دهیم او حرف بزند بدون اینکه حرف او را قطع کنیم .اینجا همان اشتباه رایج اتفاقر می افتد یعنی به محض اینکه توانایی این عمل را پیدا می کنیم که بتوانیم صبورانه به حرف کسی گوش کنیم فکر می کنیم ما الان در حال انجام یک گوش کردن فعال هستیم .غافل از اینکه این تازه مرحله اول است.البته منکر این مطلب نمی شوم که این خود توانایی نسبتا کمیابی به خصوص در میان ایرانی جماعت و به خصوص در میان زنان ایرانی است که خود علتها و ریشهای خود را دارد که اگر وارد بحثش شوم از موضوع اصلی دور می شویم

2.appreciate : قدردانی

در یک گوش کردن فعال باید نکات مثبتی از حرفهای طرف مقابل را پیدا کنید و انها را تشویق کنید.حالا اگر برقرای ارتباط شما به منظور خاصی انجام می پذیرد مثل فروش محصولی یا متقاعد کردن فرد برای انجام کار خاصی مهم است نکاتی از حرفهای او را تشویق کنید که در راستای هدف شما و احیانا صحبتهایی از شما باشد که قصد دارید در خاتمه گوش کردن به طرف بگویید.

3.summarize : خلاصه کردن

هر چند مدت یک بار خرفهای طرف مقابلتان را خلاصه کنید : پس اگر من درست متوجه شده باشم منظور شما این است که ....

اما مراقب باشید در این کار زیاده روی نکنید چون زیاده روی در این کار می تواند به طرف مقابل این حس را القا کند که کلام او را قطع می کنید و این باعث از دست دادن انگیزه او برای حرف زدن می شود در عوض اگر درست و به جا این مرحله را انجام دهید فرد احساس می کند در تمام مدتی که سکوت کرده بودید به او گوش می کردید و انگیزه او را برای حرف زدن دو چندان می کند

4.ask : پرسیدن

از طرف مقابلتان سوال بپرسید.سوالات باز یعنی سوالهایی که جوابشان یک کلمه بله یا خیر نیست بلکه سوالهایی که در جواب فرد باید توضیح دهد این مرحله هم فوق العاده مهم است و با تمرین می توانید تبدیل به آدمی شوید که سوالهای درست می پرسد چون سوال اشتباه می تواند همه زحمتهای شما را به هدر دهد و یا می تواند برای شما کارکردی نداشته باشد .شوال درست انتخاب کنید و خوب به جوابی که می شنوید گوش کنید

*پی نوشت : اینکه چرا فعل کردن پویایی و فعالیت بیشتری را در خود جا می دهد نسبت به فعل دادن احتمالا می تواند ریشه در فرهنگ ما داشته باشد هر چند از لحاظ منطقی بی طرف چندان درست به نظر نرسد نیشخند

* پی نوشت : به جای اینکه بشنویم یا گوش بدهیم سعی کنیم تمرین کنیم تا گوش کنیم هر چیزی با تمرین عملی می شود به شرطی که بخواهیم

نویسنده : ریحانه روحانی ; ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٦/۱٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک