+ بی خیالی در حد تیم ملی

الان ساعت 9.30 شبه.باید شامو آماده کنم.بیارم.بخوریم.جمع کنم.ظرفا رو بشورم.دستشویی رو بشورم.حمام برم.ساکمو واسه فردا جمع کنم. به آزانس زنگ بزنم بگم فردا ساعت 4.30 صبح بیاد دنبالم.تازه روی میز توالت اتاقم باید دستمال بکشم.خیلی هم خوابم می یاد و خستم.فکر کنم الان برم بخوابم.نیشخند

یاد شبای امتحانم افتادم.یه لیست بلند بالا تهیه می کردم از کارایی که باید بکنم و درسایی که باید بخونم.بعد هم یه نگا به لیستم می نداختم و یه لبخند می رفتم می گرفتم می خوابیدم.جالب تر این بود که فرداشم همیشه همه چیز معجزه وار به خوبی و خوشی پیش می رفت.

...
ادامه مطلب
نویسنده : ریحانه روحانی ; ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٥/٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک