+ بعضی زخمها همیشه هستند

آنوقتها که  دختر مجردی در خانه پدری بودم جز آن دسته از دخترها بودم که در مواقع معمول دست به سیاه و سفید نمی زدم مگر در مواقعی که ضرورتی احساس می شد که غالب موارد هم چون احساسی نمی شد فعلی انجام نمی پذیرفت.نیشخند

القصه دختری بودم که خیلی رابطه نزدیکی با آشپزخانه و آشپزی و و سایل آشپزخانه نداشتم.در نتیجه هر گاه خدای نکرده دستم چاقوی آشپزخانه را لمس می کرد نتیجه حضور چند زخم بر روی انگشت شست دست چپم بود.

چند سالی از آن زمانها می گذرد و حالا اگر حمل بر خود ستایی نباشد (که البته جای اشکال هم نمی بینم خودم را بستایم) نیمچه آشپز قابلی هستم اما جالب اینکه همچنان چند شیار موازی هم روی انگشت شست چپم جا خشک کردهاند و حالا مهمان دائمی انگشتم شده اند.حالا خیلی بیشتر از آن روزها باید سوزششان را تحمل کنم!

نویسنده : ریحانه روحانی ; ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٩/٢٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ دایه من و دستمالش

امروز داشتم به دایه ام فکر می کردم.مادر بزرگ مادرم را می گویم.من خیلی بچه بودم ولی کاملا او را به یاد دارم .

دایه ام همیشه دستمالی دور سرش می بست که به ضرورت زندگی در فرهنگ عرب برای زنان آن منطقه عادت شده بود به طوری که من هرگز دایه را بدون آن دستمال دور سرش ندیده بودم دستمالی که سفت و محکم دور تا دور سرش را می گرفت اعراب به این دستمال عصابه می گویند.تعصب هم دقیقا از همین ریشه می آید و چقدر این دستمال تمثیل درستی از تعصب است.به معنای حسی که دور تا دور فکرت را احاطه کرده و اجازه هیچ گونه تغییر و در پی آن هیچ گونه رشدی را به تو نمی دهد.

اما چند نکته در مورد عصابه برایم جالب بود که آنها را با شما شریک می شوم:

1.این دستمال وسیله ای اجباری برای مواقع موقت نبود که مثلا در هنگام یک بیماری به طور موقت استفاده شود و پس از رفع نیاز برداشته شود.این وسیله را شخص به دلخواه خود در همه زمانها استفاده می کرد و در واقع مثل خیلی از مسائل دیگر بدون آنکه شاید خود فرد به آن آگاه باشد عملا انرا در همه امور زندگی به کار می بست درست مثل تعصب!

2.این وسیله مخصوص خانمها بود که اگر موفق شوی فکر زن را در جامعه منجمد کنی همه افکار جامعه را می توانی منجمد کنی.

3.من هرگز ندیدم که چه موقع دایه عصابه را بر می داشت اما تقریبا قاطعانه می توانم تصور کنم زمانی که سکس می کرد عصابه نداشت که جنس مرد جایی که نفع خودش در میان است حتی آنچه را با دست خود کاشته باشد بر می دارد. 

نویسنده : ریحانه روحانی ; ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٩/٢٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ نظر سنجی

ریحانه . ریحان . شیطان . الف بچه . حنانه (با کسره ح بخوانید ) . همسرم ...

یا هر اسم دیگری که مرا با آن نام می خوانید بسته به میزان شناختی که از من پیدا کرده اید راجع به من نظرتان را بگویید.این پست متعلق به شماست .شمایی که وبلاگ مرا می خوانید. 

نویسنده : ریحانه روحانی ; ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٩/۱٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک