+ فلسفه خلقت

اصلا دلم می خواد یه کم فک بزنم راجع به لذت بردن .

یادمه سال 84 بود داشتم خسته و کوفته از سر کار بر می گشتم خونه .همه خستگی کار روزانه یک طرف این مسیر تهران تا کرج اومدن یک طرف.خلاصه تو همون حال خواب و بیداری که داشتم عقایدمو خاطراتمو نقشه های کاری و زندگیمو زیر و رو می کردم انگار به یه شهود رسیدم .درست حال وقتایی رو داشتم که سر کلاس موفق می شدم یک مسئله ریاضی رو حل کنم .احساس سبکی خاصیه . مسئله رو که حل می کنی هی از راهای مختلف امتحانش می کنی وقتی همچنان جوابی که پیدا کردی تایید می شه ذوق می کنی انگار می خوای هی طعمشو مزه مزه کنی .

القصه کشف بزرگی که اون روز تو ماشین بش رسیده بودم کشف علت خلقت بود !با تمام وجود به این نتیجه رسیده بودم که هدف از خلقت فقط یک چیزه و اون لذت بردنه ! بعد سعی کردم درستی فلسفمو راجع به آدمای مختلف بسنجم .به طرز شگفت آوری درست بود . در واقع تمام کسانی هم که تو زندگیشون به هر نحوی آزار می بینن فقط یک دلیل داره و اون اینکه این آدما خود آگاه و ناخودآگاه از این آزار دیدن لذت می برن .من که به این فلسفه عمیقا معتقدم .این فلسفه پتانسیل زیادی داره و در همه امور زندگی قابل بسطه 

پی نوشت : مرسی نازی که کامنتت بهانه ای  شد واسه این پست . راستی یه دفعه هم باید راجع به بهانه ها بنویسم  

نویسنده : ریحانه روحانی ; ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٦/۱٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ بهانه لذت

این روزا بد جوری وقت کم می یارم .بزرگترین آرزوم شده اینکه شبانه روز به جای 24 ساعت 26 یا 27 ساعت بود ! 

یه غصه جدیدم به غصه هام اضافه شده همین چند روز پیش فهمیدم ظرف مدت 2 ماه 50-60 تار موی سفید پیدا کردم .نه اینکه فکر کنی به خاطر موهای سفیدم ناراحتم . نه ! دنبال راهیم که ببینم چطوری میشه از داشتن موی سفید لذت برد . به عبارت دیگه مثل همیشه دنبال بهانم اما راستش عقلم قد نمی ده این یکی رو چجوری به بهانه شادی تبدیل کنم .

هل من ناصرن ینصرنی؟ 

نویسنده : ریحانه روحانی ; ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٦/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ پست جدید

حرفم نمی یاد !

کمک! 

نویسنده : ریحانه روحانی ; ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٦/٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک