+ موش و گربه

ای هوار و ای هوار

که برادر گربه و من موش خوار

وان در آن صحرای بی آب و علف

من همان خوار ذلیل پست یار

ای دلا تا کی چو بازیچه به دست این و آن

چون متکای پذیرایی به زیر دوستان

این دل بیچاره مرد از غم یا رب تنگ وقت

ای خدا این مزد دختر بودن و خواهر شدن

پی نوشت1 : راستش چند روز پیش رفته بودم سراغ یه سری خرت و پرتام تو خونه پدری بین وسایلم این شعر رو پیدا کردم که تو 14 سالگی گفته بودم .کلی باش تجدید خاطره کردم و نیم ساعت فقط داشتم بش می خندیدم

پی نوشت 2 : حتی دیدن غلط املایی کلمه خار هم واسم جالب بود و به همون صورت غلط هم اینجا آوردمش 

نویسنده : ریحانه روحانی ; ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٢٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ یک استعداد ناب

یک شعر ناب از خواهرم رایحه

این چنین خسته که می شوم

دنیا به تنم تنگ می شود

تنها من می مانم و

یک جیب خاطره

پی نوشت: راستش با دیدن این شعر و پتانسیل شاعرش شوکه شدم.

جالبه رایحه همه شعراشو تو قطار تهران اندیمشک سروده

رایحه پیشنهاد می دم یک هفته هر روز بین تهرا ن اندیمشک رفت و آمد کن احتمالا دیوانت چاپ می شه عزیزمنیشخند

در هر حال من کلی با شعرش حال کردم! 

نویسنده : ریحانه روحانی ; ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٢٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک